فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
49
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
مردم قسمت كردندى تا مرا بخوردندى و محشور نشدمى . و همچنين از بسيارى از صدّيقان مبشّر « 1 » از حضرت صلى اللّه عليه و سلم به نجات ، مثل اين امور كه دلالت مىكند بر كمال خوف و خشيت ايشان از اهوال آخرت منقولست و اگر حضرت ابو بكر صدّيق و ديگر مبشّران بجنّت با وجود استماع « 2 » آن بشارت از حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم همچنان متردّد و خايف بودهاند از اهوال آخرت و به نجات خود جزم نداشتهاند ، پس لازم آيد كه ايشان مصدّق حضرت پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم نبوده باشند در هر چه فرموده يا آنكه فرمودهء حضرت پيغامبر را صلى اللّه عليه و سلم بطريقهء ظنّ قبول كرده باشند و در آن متردّد « 3 » باشند و اينها همه باطل است . فى الجمله اين از اشكالاتست و در يورت قصر عارفان كه بر قرب مزار خواجهء نقش بند واقعست اين فقير به تقريب شرح بيتى از ابيات كتاب « جوهر الذات » اين سؤال از حضرت خلافت پناهى خان عاليمكان كردم و گفتم : اين سؤال را شيخ ابو بكر ابن اسحق كلابادى بخارى در كتاب « تعرّف » كرده است و او را صعب شمرده . حضرت خان تصور فرمودند كه مگر مضمون سؤال آنست كه خشية را فايدهء نيست [ 20 پ ] با وجود آنكه شارع صادق اخبار از أمن كسى كرده باشد . فرمودند : پس دعا و عبادت صدّيقان هم بىفايده باشد بنا بر آنكه دعا و طلب نجات از عذاب آخرت در معنى تحصيل حاصل مىشود برين تقدير و همچنين منجر مىشود بابطال جميع عبادات و طاعات و تقرّبات عباد به حضرت حق تعالى و اين باطلست و همانا اين سؤال از مخترعات زنادقه باشد تا مردم را از عبادت دور سازند بنا بر أمن و اعتماد به نجاتى كه صدّيقانرا خواهد بود . و در انكار بر كسى كه اختراع اين اشكال كرده مبالغات بسيار فرمودند چنانچه امكان تدارك آن معنى و تفهيم مقصود از آن سخن در آن مجلس نبود ، هر آينه ساكت شديم و خاطر هميون در كدورت آن سؤال باز ماند تا بعد از نماز شام ، چون فريضهء شام ادا فرمودند بعضى از ابيات تركى كه سانح شده بود امر فرمودند كه بر جناب افصح الشعرا
--> ( 1 ) - در اصل : بيشتر . ( 2 ) - اصل : اشتماع . ( 3 ) - اصل : تردد .